الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

507

دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )

حقيقت حكايت مىكند ؛ چرا كه مىفرمايد : « فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ » . « 1 » اين آيه نشان مىدهد كه گروهى از صحابه در مدينه مطالب دينى را فرا مىگرفتند و به ديگران منتقل مىكردند و هر چند اين آيه اعمّ از معارف دينى و احكام است و همچنين آنچه را كه مبلغان عمدتاً به مردم خود منتقل مىكردند ، به معناى اجتهاد مصطلح نيست . و آنان نيز به معناى تقليد مصطلح از آنان مطالب را نمىآموختند ، ولى بىشك در پاره‌اى موارد ، با استفاده از اصول كلّى ، فروعاتى را نيز استخراج مىكردند كه مصداق اجتهاد و تقليد بود . در زمان امامان اهل بيت عليهم السلام نيز افراد بىشمار ديگرى كه بر اين پايه از دانش و تسلّط دست نيازيده بودند در صورتى كه دسترسى به معصوم نداشتند به اين افراد مراجعه مىكردند . اين عمل همان تقليد است كه امامان هم اين عمل را تأييد كرده بر آن صحه گذاشته‌اند ، هر چند اجتهاد در آن زمان ساده و ابتدايى بود كه به چند مورد اشاره مىشود : 1 ) امام باقر عليه السلام به « ابان بن تغلب » كه از فضلاى اصحاب بود ، مىفرمايد : « اجلس في مسجد المدينة و أفت الناس فإنّي أحبّ أن يُرى في شيعتى مثلك » . « 2 » 2 ) همچنين شخصى از امام رضا عليه السلام مىپرسد : « لا أكاد أصِل اليك أسألك عن كلّ ما احتاج إليه من معالم دينى ، أ فيونس بن عبد الرحمن ثقة آخذ عنه ما احتاج إليه من معالم دينى ؟ فقال : نعم » . « 3 » 3 ) شخص ديگرى نيز از امام على بن موسى الرضا عليه السلام مىپرسد : « شُقَّتي بعيدة و لَست أصِل إليك فى كلّ وقت ، فممّن آخذ معالم دينى ؟ قال : مِن زكريا ابن آدم القمى المأمون على الدين و الدنيا » . « 4 » تقليد از صحابه و تابعين در صدر اسلام مسلمانان - مخصوصاً كسانى كه به تازگى وارد اسلام شده و پيامبر را درك نكرده بودند - مسائل خويش را از صحابه ، بويژه عالمان آنها و در اعصار بعد از تابعين مىپرسيدند . از ميان صحابه كسانى كه مردم از آنها فتوا مىگرفتند ، علاوه بر على بن ابى طالب عليه السلام مىتوان به ابن عباس ، ابن مسعود ، زيد بن ثابت و جمعى ديگر اشاره كرد . « 5 » در ميان تابعين از كسانى كه صاحب فتوا بودند و مردم احكام خويش را از آنها اخذ مىكردند ، مىتوان به سعيد بن مسيب ( م 94 ) و سعيد بن جبير ( م 95 ) اشاره كرد . « 6 » تقليد از فقهاى مذاهب اهل سنّت از اوايل قرن دوم تا اوايل قرن چهارم فقهاى فراوانى ظهور كردند و به گونه‌اى اين موضوع گسترش يافت كه هر شهر فقيهى داشت و هر عالمى شيوه‌اى را

--> ( 1 ) . توبه ، آيهء 122 . ( 2 ) . مستدرك الوسائل ، ج 17 ، ص 315 ، ح 14 . ( 3 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 107 ، ح 33 . ( 4 ) . همان مدرك ، ص 106 ، ح 27 . ( 5 ) . ر . ك : موسوعة الفقه الاسلامى ( موسوعة جمال عبد الناصر ) ، ج 1 ، ص 25 و تاريخ التشريع الاسلامى ، ص 84 - 82 . ( 6 ) . ر . ك : تهذيب التهذيب ، ج 4 ، ص 76 .